<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>جمعه های بیقراری</title>
		<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>خاطره زیارت اولی ...تولد امام رضا</title>
						<description>&lt;p&gt;​هر چند حال و روز زمین و زمان بد است&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آنجا برای عشق شروعی مجدد است&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;????&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;روز ها سپری میشد تازه داشتم به سن نوزده سالگی میرسیدم؛&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; امتحانات میان ترم ‌سال اول حوزه به پایان رسیده بود.&amp;nbsp; پس از یک هفته استراحت&amp;nbsp; به مدرسه رفتم&amp;#8230;همه چیز خدا روشکر خوب بود یکی از هم کلاسی هایم را دیدم و باشوق گفتم چیکار کردی یه هفته استراحت رو کلی خستگی تو در کردی هاا ? گفت اره عزیزم رفتم مشهد اومدم با کلی انرژی??&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تا حرف از مشهد&amp;nbsp; و زیارت حضرت رضا علیه السلام شد ? خیلی ناراحت شدم یهو یاد حرم وآرزوی یک زیارت وحسرت&amp;#8230;..?..تا حالا مشرف نشده بودم دلتنگ‌ شدم و دوباره سکوت &amp;#8230;حس عجیبی در خودم‌و چهره ام نمایان شد&amp;#8230;دوستم بهم گفت چی شد زینب ..یهویی بهم ریختی گفتم هیچی عزیزم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دوباره دوستم از حال و هوای حرم&amp;nbsp; و خاطرات سفر&amp;nbsp; مشهد رفتنش شو که سالی چهار پنج بار میره حرم تعریف کرد و من آرزوی یک زیارت&amp;#8230;. دوستم باز شروع کرد به حرف زدن&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;یک ماه دیگه قراره دوباره مشهد برم اخه همسرم&amp;nbsp; روحانی کاروان سپاه هستش &amp;#8230;من با یه حسی??? نگاهش کردم گفت چی شد &amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;میبینم من صحبت از حرم میکنم‌ بهم می ریزی .گفت نکنه دلت هوای حرم کرد&amp;#8230;گفتم اره اره من تا حالا نرفتم مشهد . خیلی دوست دارم برم&amp;nbsp; پابوس اقا &amp;#8230;گفت اخه عزیزم ?گفتم بله قسمت نشده برم .باخوشحالی گفت دوست داری؟؟؟ بیا من میبرمت ? خیلی خوشحال شدم .یه حس خاصی بهم دست داد هی بخودم میگفتم ای خدا یعنی میشه بالاخره من برم&amp;nbsp; پابوس اقا &amp;#8230;چند روزی بود همش تو فکروحال و هوای حرم بودم &amp;#8230;.تا یک هفته مونده بود به سفر و اجازه پدرم &amp;#8230;پدرم گفت دخترم نمیشه این کاروان واسه خانواده های پاسداراهست کمی ناخوشایدن هست? &amp;#8230;.خیلی ناراحت شدم دلم‌گرفت زنگ زدم به دوستم که نمیتونم بیام انگاری قسمت نیست بیام &amp;#8230;..رفتم تو باغچه خونمون تو خلوت خودم خیلی گریه کردم اولین بار بود میخواستم با امام رضا(ع) درد و دل کنم تا حالا فکرشم نکرده بودم میگفتم اقا من از راه دور بهتون سلام میکنم ?&amp;nbsp; اگه شما رئوف هستین چرا دعوتم نکردی چراا؟چی میشد من ۱۶ اسفند(تاریخی که قرار بود با دوستم برم)&amp;nbsp; حرم باشم . مگه من چیکار کردم که دعوتم نمی کنی یا امام رضا الان ۱۹ سالم شده هنوز که هنوز حرم و صحن و سرات&amp;nbsp; ندیدم خیلی دوست دارم بیام پابوست مگه نمیگن امام رضا رئوفه من دیگه طاقت ندارم فقط حرم میخوام ?&amp;#8230;&amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;صبح رفتم حوزه زنگ تفریح بود تلفنم زنگ خورد ابجی بزرگم بود گفت ابجی خوبی میگم‌یه کاروان از طرف بسیج محله ۱۶ اسفند ?حرکته برا مشهد دوست داری بری اسمتو بنویسم ???بابا گفته اسم زینب رو بنویس تا این حرف رو شنیدم نمیتونستم چیکار کنم از خوشحالی، یاد دیروزم افتادم یا اولین صحبتم تو خلوت با اقا یعنی امام رضا صدامو شنیده یا امام رضا?بالاخره اقا قرار بود تاریخی که دوست داشتم حرم باشم&amp;nbsp; دعوتم کنه&amp;#8230;.عازم&amp;nbsp; مشهدشدم در تاریخی ک به امام رضا گفتم مگه چی میشد این تاریخ حرم باشم . یه دل سیر درد ودل کردم&amp;nbsp; و سفر رویایی و قشنگی داشتم به برکت امام رضا علیه السلام&amp;nbsp; و خدا رو شکر&amp;nbsp; الان نزدیک ب هشت سال هستش هر سال از تاریخ سفر اولم&amp;nbsp; امام رضا علیه السلام بنده حقیر رو قابل دونستن&amp;nbsp; به پابوس شون میرم . . &amp;#8230;اولین سفر من سفری بود ب امضای اقا ?تولدتت مبارک اقا جان راستی این اولین درخواستم از اقا بود و همیشه و همچنان از برکات اقا نصیبم شده و هست ????&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/خاطره-زیارت-اولی-تولد-امام-رضا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/خاطره-زیارت-اولی-تولد-امام-رضا</link>
							</item>
				<item>
			<title>حبه انگور</title>
						<description>&lt;p&gt;​✨﷽✨&lt;br /&gt;
?داستان حبه انگور&lt;br /&gt;
✍حاج اقای قرائتی نقل میکند:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزی به مسجدی رفتیم که امام مسجد دوست پدرم بود گفت داستان بنا شدن این مسجد در این شهر قصه عجیبی دارد ، برایتان تعریف کنم:&lt;br /&gt;
روزی شخص ثروتمندی یک من انگور میخرد و به خدمتکار خود میگوید انگور را به خانه ببر و به همسرم بده و به سر کسب و کاری که داشته میرود ، بعدازظهر که از کارش به خانه برمیگردد به اهل و عیالش میگویدلطفا انگور را بیاور تا دور هم با بچه ها انگوربخوریم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همسرش باخنده میگوید:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من و فرزندانت همه انگور ها را خوردیم ،خیلی هم خوش مزه و شیرین بود&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد با تعجب میگوید:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تمامش را خوردید&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;زن لبخند دیگری میزند و میگوید بله تمامش را&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد ناراحت شده میگوید:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک من(سه کیلو)انگور خریدم یه حبه ی اون رو هم برای من نگذاشته اید&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
الان هم داری میخندی جالب است خیلی ناراحت میشود و بعد از اندکی که به فکر فرو میرود&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ناگهان از جا برخواسته از خانه خارج میشود&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همسرش که از رفتارش شرمنده شده بوداو را صدا میزند&amp;#8230;ولی هیچ جوابی نمی شنود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد ناراحت ولی متفکر میرود سراغ کسیکه املاک خوبی در آن شهر داشته&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به او میگوید:یک قطعه زمین میخواهم در یک جای این شهر که مردمش به مسجد نیاز داشته باشند وآنرا نقدا خریداری میکند ، سپس نزد معمار ساختمانی شهر رفته ، و از او جهت ساخت و ساز دعوت بکار میکند&amp;#8230;و میگوید:بی زحمت همراه من بیایید&amp;#8230;او را با خود بر سر زمینی که خریده بود برده و به معمار میگوید: میخواهم مسجدی برای اهل این محل بنا کنید و همین الان هم جلو چشمانم ساخت و ساز را شروع کنید&amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;معمار هم وقتی عجله مرد را می بیند&amp;#8230;تمام وسایل و کارگران را آورده و شروع کرد به کار کردن و ساخت و مسجد میکند&amp;#8230;،&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد ثروتمند وقتی از شروع کار مطمئن میشود به خانه&amp;nbsp; برمیگردد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همسرش به او میگوید:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;کجا رفتی مرد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چرا بی جواب چرا بی خبر؟؟؟؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد در جواب همسرش میگوید..:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هیچ رفته بودم یک حبه&amp;nbsp; انگور از یک من مالی که در این دنیا دارم برای سرای باقی خودم کنار بگذارم، و اگر همین الان هم بمیرم دیگر خیالم راحت است ، که حداقل یک حبه انگور ذخیره دارم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همسرش میگوید چطور&amp;#8230;مگه چه شده؟اگر بابت انگورها ناراحت شدید حق باشما بوده ما کم لطفی کردیم معذرت میخواهم&amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مرد با ناراحتی میگوید:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شما حتی با یک دانه از یک من انگور هم بیاد من نبودید و فراموشم کردید البته این خاصیت این دنیاست و تقصیر شما نیست&amp;#8230;جالب اینست که این&amp;nbsp; اتفاق در صورتی افتاده که من هنوز بین شما زنده هستم،چگونه انتظار داشته باشم بعد از مرگم مرا بیاد بیاورید و برایم صدقه دهید؟؟؟وبعد قصه خرید زمین و ساخت مسجد را برای همسرش تعریف میکند&amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امام جماعت تعریف میکرد که طبق این نقل مشهور بین مردم شهر&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;الان چهارصد سال است که این مسجد بنا شده،&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;400سال است این مسجد صدقه جاریه برای آن مرد میباشد ،چون از یک دانه انگور درس و عبرت گرفت&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ای انسان قبل از مرگ برای خود عمل خیر انجام بده و به انتظار کسی منشین که بعد از مرگت کار خیری برایت انجام دهد،&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;محبوب ترین مردم تو را فراموش میکنند حتی اگر فرزندانت باشند&amp;#8230;&lt;br /&gt;
⏳از الان بفکر فردایمان باشیم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/حبه-انگور-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/حبه-انگور-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>ارتحال امام خمینی (ره)</title>
						<description>&lt;p&gt;​ویژگی های فردی حضرت امام خمینی (س)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امام خمینی (س) به بسیاری از رشته های ورزشی علاقمند بودند ولی رشته خاصی را ترجیح نمی دادند. از جمله ورزشهایی که حضرت امام، خود بیشتر به آن اشتغال داشتند، می توان به کوهنوردی، فوتبال در سنین نوجوانی، شنا، ژیمناستیک، پرش طول و ارتفاع و ورزشهای باستانی و کشتی در سنین جوانی اشاره کرد. اما وقتی پا به سن گذاشتند، بیشتر به کوهنوردی و پیاده روی می پرداختند و هیچ گاه به خاطر برنامه ای، از ورزش نمی گذشتند&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۱.وقت شناسی و منظم در امور بودن&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۲.حسن خلق&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۳.زهد و ساده زیستی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/ارتحال-امام-خمینی-ره-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/ارتحال-امام-خمینی-ره-2</link>
							</item>
				<item>
			<title></title>
						<description>&lt;blockquote&gt;
&lt;ol&gt;
	&lt;li&gt;طرح صلوات روزانه&amp;nbsp;&lt;/li&gt;
&lt;/ol&gt;
&lt;/blockquote&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/title-12827&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/title-12827</link>
							</item>
				<item>
			<title>روز دختر</title>
						<description>&lt;p&gt;​ازچهار شنبه 11 خرداد که اول ذی القعده هست تا روز عید قربان که 40 روز متوالیه بهترین زمان برای گرفتن حاجاته و بهش چله ی ذی القعده گفته میشه که به اصطلاح علما بهار حاجت هاست! یعنی اگه کسی چله ذی القعده داشته باشه و تو این چهل روز دعا کنه محاله دست خالی برگرده.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تو هم مثل من این روز را به دوستات یادآوری کن؛ به این امید که از باغ دعاشون، یه گل استجابت هدیه بگیرى!!!&lt;br /&gt;
?بهترین پیشنهادها یکی از اذکار و سوره های زیره(یکیش که به دلتون می افته):&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️ چهل روز روزی یکبار سوره های فجر&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️چهل روز ذکر لااله الاالله&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️صلوات روزی ۳۵۰ مرتبه&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️چهل روز ذکر یابصیر ۳۰۳ مرتبه&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️ چهل روز زیارت عاشورا&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️چهل روز سوره یاسین&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;❤️چهل روز آیه رب ادخلنی مدخلأ صدق واخرجنی مخرج صدق وجعلنی من لندک سلطانأ نصیرأ روزی۱۰۰ مرتبه&lt;br /&gt;
خیلی ها گرفتارن و خیلی ها مشکلات کوچیک و بزرگ دارن. لطفا به همه یادآوری کنید وفرستنده این متن را از دعای خیرتون بی نصیب نفرمایید.&lt;br /&gt;
?اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب کبری سلام الله علیها،.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/روز-دختر-37&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/روز-دختر-37</link>
							</item>
				<item>
			<title>عمه اطهر امام جواد  خواهر طاهر امام رضاست  رحمت کردگار بر حرمش  دائما نازل از طریق سماست  میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر مبارک</title>
						<description>&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/عمه-اطهر-امام-جواد-خواهر-طاهر-امام-رضاست-رحمت-کردگار-بر-حرمش-دائما-نازل-از&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/عمه-اطهر-امام-جواد-خواهر-طاهر-امام-رضاست-رحمت-کردگار-بر-حرمش-دائما-نازل-از</link>
							</item>
				<item>
			<title>حکمت </title>
						<description>&lt;p&gt;در بیمارستان ها وقت شام و ناهار ، غذاها خیلی متفاوت است .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به یک نفر سوپ ، چلوکباب و دسر می دهند و به کسی دیگه فقط سوپ می دهند و به یک نفر حتی سوپ هم نمی دهند و می گویند که فقط آب بخور .&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به یک کسی می گویند که حتی آب هم نخور و با سرم تغذیه میشود .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جالب است که هیچ کدام از این بیمارها اعتراض ندارند زیرا آنها پذیرفته اند که کسی که این تشخیص ها را داده است طبیب است و آن کسی که طبیب است حکیم است .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پس اگر خدا به یک کسی کم داده یا زیاد داده ، شما گله و شکوه نکنید که چرا به او بیشترداده ای و به من کمتر داده ای .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تمام کارهای خدا روی حساب و حکمت است&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/حکمتn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/حکمتn</link>
							</item>
				<item>
			<title>ملاقات امام زمان با دلاک</title>
						<description>&lt;p&gt;⭕️ ملاقات امام زمان با دلاک&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?  سید محمد موسوی رضوی نجفی از شیخ باقر بن شیخ هادی کاظمی نقل کرد: شخص صادقی که دلاک بود و پدر پیری داشت که در خدمتگزاری به او کوتاهی نمیکرد. حتی آنکه برای پدر آب در مستراح حاضر میکرد و منتظر می ایستاد که او بیرون آید و به مکانش برساند. همیشه مواظب خدمت او بود مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله میرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?  تا اینکه مسجد رفتن را ترک نمود. علت ترک کردن مسجد را از او جویا شدم. گفت: چهل شب چهارشنبه به مسجد رفتم، چون چهارشنبه ی دیگر شد بخاطر خدمت به پدر میسر نشد به مسجد بروم تا اینکه شب شد، عازم مسجد شدم، در راه شخص اعرابی را دیدم که بر اسبی سوار است، چون نزدیکم رسید رو به من کرد و از مقصد من پرسید.گفتم: مسجد سهله.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?  فرمود: &amp;#8220;اوصیک بالعود اوصیک بالعود&amp;#8221; (یعنی: وصیت میکنم تو را به پدر پیرت)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?  و آن را سه مرتبه تکرار کرد. آنگاه از نظرم غایب شد. دانستم که او مهدی است و آن جناب راضی نیست به جدا شدن من از پدرم، حتی در شب چهارشنبه. پس دیگر به مسجد نرفتم&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?  منتهی الامال، باب14، ص1358&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حکایات_و_تشرفات 28&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/ملاقات-امام-زمان-با-دلاک&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/ملاقات-امام-زمان-با-دلاک</link>
							</item>
				<item>
			<title>حدیث</title>
						<description>&lt;p&gt;​?﻿امام محمد باقر (عليه السلام) می فرمایند:&lt;br /&gt;
#صله_رحم اخلاق را نيكو ، دست را بخشنده ، نفس را پاكيزه و #روزى را زياد مى گرداند و اجل را به تأخير مى اندازد.&lt;br /&gt;
?الکافی،ج2،ص152،ح12&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/حدیث-2016&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/حدیث-2016</link>
							</item>
				<item>
			<title>نماز</title>
						<description>&lt;p&gt;✨ﻋﻠﻢ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯿﮕﻪ&lt;br /&gt;
ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺭﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﯾﺪ ﯾﺎ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺭﻭ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ &amp;#8220;ﺟﻤﻼﺕ ﺗﺎﮐﯿﺪﯼ&amp;#8221; ﺷﺮﻭﻉ کنید&amp;#8230;&lt;br /&gt;
ﻧﻤﺎﺯ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺟﻤﻼﺕ ﺗﺎﮐﯿﺪیه!&lt;br /&gt;
خُب ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ:&lt;br /&gt;
ﻣﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ،&lt;br /&gt;
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻭﻥ ﻧﺘﯿﺠﻪﺍﯼ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ، ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﯾﻢ؟&lt;br /&gt;
ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺍینه که؛&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?ﺑﺎﺯ ﻋﻠﻢ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺑﯽﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻋﺎﺩﺕِ ﺟﻤﻼﺕ ﺗﺎﮐﯿﺪﯼ، ﺍﺻﻼ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ!&lt;br /&gt;
ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﺑﯽﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻟَﻘﻠَﻘﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،&lt;br /&gt;
ﻫﯿﭻ تأﺛﯿﺮﯼ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;? ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ 10ﺑﺎﺭ&lt;br /&gt;
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺣﺲ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﻪ:&lt;br /&gt;
ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ &amp;#8220;ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ&quot;،&lt;br /&gt;
ﺑﯽ ﺷﮏ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻃﻮﻻﻧﯽ، ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻬﺎﯼ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ&lt;br /&gt;
ﻭ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﻧﻬﺎ، ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦﻫﺎ، ﺗﻘﻠﺐ ﮐﺮﺩﻧﻬﺎ ﻭ&amp;#8230; ﺭﻭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺟﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ.&lt;br /&gt;
____________________&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/نماز-348&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/نماز-348</link>
							</item>
				<item>
			<title>#چی شد طلبه شدم</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://چی_شد_طلبه_شدم&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#چی_شد_طلبه_شدم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;(((طلبه شدن من به واسطه ی امام زمان بوده☺☺☺))))&lt;br /&gt;
دختری بودم که در خانواده مذهبی به دنیا اومدم &amp;#8230;تعریف از خود نباشه با خدااا خیلی صمیمی ودوست بودم سعی میکردم دختر خوبی باشم همیشه هر وقت چیزی از خدا میخواستم خدا بهم میداد تا اینکه امتحان کنکور دادم و مرحله دومش رد شدم اینقد ناراحت شدم ??با خودم گفتم چقد دعا ☹☹..چقد از خدا خواستم چطوری قبول نشدم? من که هرچی از خدا خواسته بودم.. خدا بهم داده بود پس چرا چرا چرا چرا??خیلی فکر کردم بعدش به این نتیجه رسیدن که هیچ کار خدا بی حکمت نیست شاید خدااا یه چیز بهتری رو برام در نظر گرفته ((((بله خداوند برام سربازی آقا رو در نظر گرفته بود)))) اما واسطه ش چی &amp;#8230;دعوت چی.??من ? حوزه.!!!&lt;br /&gt;
بعد از یه سال متوجه لطف خداوند وآقا امام زمان شدم &amp;#8230;.به طور اتفاقی و خواسته و خوشحالی زیاد و تلاش زیاد حتی از کنکور هم بیشتر تلاش کردم و وارد حوزه شدم&amp;#8230;&amp;#8230;واما برای چه ..و چطوری &amp;#8230;. جای تعجب بود خودمم هم&amp;#8230;باورم نمیشد و همش سوال.. حوزه کجا ومن کجا?&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;???&lt;br /&gt;
قسمت دوم&amp;#8230;.آقامون تعریف میکنه من خیلی دوست داشتم با یه خانوم طلبه ازدواج کنم طوری که شب روز کارم گریه و ..التماس کردن پیش خداو امام زمان بود تازه چندین بار هم رفتم مسجد جمکران و از آقا درخواست کردم به هر دری میزدم اما نمیشد. تا اینکه سالی که من سال اول حوزه بودم خواب دیدم یه آقایی سبز پوش اومد به خوابم که اگه زن طلبه میخوای برو به این خونه خانم تو؛ تو این خونست و به خونه ما اشاره کرده که از خواب پریدم.خیلی در گیر بود ذهنم تا اینکه.. .بعد از یک هفته به طور اتفاقی به وسیله ی یکی از اساتید حوزه که گفته بود براش زن پیدا کنه &amp;#8230;&amp;#8230;میگفت وقتی که در خونه شما رو دیدم گریه ام گرفت فهمیدم که شما همسر من هستی&amp;#8230;&amp;#8230;.و انتخاب شده امام زمانم??&lt;br /&gt;
بعد از ازدواجم . فهمیدم طلبه شدن من دعوت امام زمانم بوده پدر مهربان عالمیان ممنونم آقا.&lt;br /&gt;
از اینکه حوزه ای هستم خیلی خوشحالم و بار هر سختی مبارزه خواهم کرد&amp;#8230;ان شاالله سرباز واقعی باشیم صلوات..&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/چی-شد-طلبه-شدم-45&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/چی-شد-طلبه-شدم-45</link>
							</item>
				<item>
			<title>نماز</title>
						<description>&lt;p&gt;چرا نماز ازبهترین راه های ترک گناهه:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نماز دارویی برای ترک گناه&lt;br /&gt;
است،اما روشن است که دارو وقتی اثر می گذارد که&lt;br /&gt;
طبق دستورش مصرف شود&lt;br /&gt;
ف&lt;br /&gt;
درحدیث جالبی ازامام صادق علیه السلام نقل شده:&lt;br /&gt;
هرکس دوست دارد بداند&lt;br /&gt;
آیا نمازش قبول شده یانه،&lt;br /&gt;
بنگرد که آیا نمازش او را از گناهان و زشتیها باز داشته&lt;br /&gt;
یا نه&lt;br /&gt;
به هر قدر که نمازش، او را از&lt;br /&gt;
بدیها باز داشته، به همان قدر نمازش پذیرفته شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;•┈┈••✾•???•✾••┈┈•&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;?:بحار،ج:82&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nodbeh.kowsarblog.ir/نماز-339&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://nodbeh.kowsarblog.ir/نماز-339</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
